منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٨
بسياري از صحابه باقي ماند و با وجود آنها (و نيز كساني كه به تدوين حديث میپرداختند) خليفه نمیتوانست به مقصود خويش دست يابد . از اين رو ، عُمَر تصميم گرفت همه مدوّنات را جمع آوري كند ، گفت : «احدي نزد خود كتابي باقي نگذارد مگر اينكه آن را نزدم بياورد!» صحابه گمان كردند كه عُمَر میخواهد آنها را بررسي كند و در مدوّني كه اختلافي در آن نباشد ، سامان بخشد ، ليكن با سوزاندن آنها غافل گير شدند ؛ چراكه راوي میگويد : «كتابهایشان را آوردند ، عُمَر آنها را با آتش سوزاند» .
اين سوزاندن بدان جهت صورت گرفت كه احاديث تدوين شده به منزله سند رسمي در دست صحابه ـ براي تخطئه خليفه ـ بود . عُمَر نمیخواست اين اسناد در دست آنان باشد تا عليه او اموري را فاش سازند كه فرجام خوشي برايش نداشت .
و نيز بدان سبب كه مكتوبات در صدر اسلام ـ آن هم به قلم صحابي ـ چنان ارزشمند بود كه میتوانست رأي خليفه را نقض كند به خلاف نقل شفاهی حديث كه امكان معارضه با آن ، در همان لحظه و فوراً ، با ساختن يک حديث ديگر وجود داشت .
از اين روست كه میبينيم اجازه نقل حديث میدادند و از تدوين آن منع میكردند!
بعضي از نويسندگان احتمال دادهاند كه اجازه نقل حديث و منع از تدوين ، به جهت اعتقاد فرقهای از يهود به كتابت صورت گرفت ؛ برخلافِ فرقهای از يهود كه به كتابت نمیپرداختند وبه حفظ تورات فرا میخواندند .
از آنجا كه عمر با كَعْب الأحبار و وَهْب بن مُنبَّه مشورت میكرد ، احتمال میرود كه در اجازه نقل حديث و منع از تدوين آن ، تحت تأثير رأي آن دو قرار گرفته باشد ؛ زيرا عُمَر نياز داشت كه بعضي از احاديث را محدود سازد ، و