منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٩
سلمان ، ابوذر ، بلال حبشي ، صُهَيب رومي و ) آن حضرت را پيروي كردند .
و امّا اغنيا (مانند ابولهب ، ابوجهل و ابو سفيان و ) از كساني بودند كه در راه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خار میافكندند . اینها حقايقی است كه هيچ كس در آن اختلاف ندارد .
هنگامي كه اين سنّتِ قرآني را مدّ نظر قرار دهيم و آن را بر دو مکتب «تعبّد محض» و «اجتهاد و رأي» تطبيق كنيم ، درمييابيم كه اكثريّت فراگير پيروانِ مكتب تعبّد محض ، فقرايند ؛ ابوذر فقيرانه زيست و در تبعيد ، غريبانه جان سپرد ؛ عمّار شهيد شد و چيزي برجاي نگذاشت ، و چنين است حال ديگر پيشوايان اين مكتب و پيروان آنها .
در مقابل ، شادخواري و گردن افرازي را نزد عثمان و مروان بن حكم و معاويه و عمرو بن عاص میيابيم . مورّخان اموال و املاكي را كه اينان بر جاي گذاشتهاند ، آوردهاند .
اين دنياگرايي روزافزون ، با منطق دين و احكامِ آن سازگاري نداشت . خلفا و حكّام ، آن را دريافتند .
از عبّاس بن سالم حکایت شده است که گفت :
عمر بن عبدالعزیز ، ابو سلام حبشی را فراخواند ، او را بر اَستر سوار کردند و نزد خلیفه رهسپار ساختند . چون وی بر عمر بن عبدالعزیز درآمد ، گفت : ای امیر مؤمنان ، در حمل بر «بَرید»[٧٤٢] بر من سخت گذشت و به مشقّت افتادم!
عمر بن عبدالعزیز گفت : ای ابو سلام ، نمیخواستیم تو را به
[٧٤٢] . بَرِید: قاطری که برای سفرهای سخت آن را آماده میساختند و دُمش را میبُریدند (م) .