منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٢٤
پيداست) مشكل بزرگي رخ میداد ؛ به ويژه آنكه خليفه در پي جنگهای مرزي و فتح سرزمينهای هم جوار با بلاد مسلمانان بود .
از اين رو ، لازم ديد كه رأي خود را حكمِ نهايی وحرف آخر بداند (هرچند بر خلاف نص قرآن يا حديث پيامبر درآيد) تا در مصالحي كه میپسندد ، معذور باشد ؛ چنين است كه میگويد : ذلك عَلَى ما قضينا وهذا عَلَى ما قَضَيْنا ؛[١٨٠] آن سخن آن روزمان بود ، و اين حكم را اكنون میگوييم!
با گسترش سرزمينهای دولت اسلامي ـ كه در پي فتوحات پديد میآمد ـ و بر اثر ارتباط با اَقوام مختلفي كه به اسلام درميآمدند ، قضايا و رخدادهايي كه نيازمند بيانِ حكم بود ، فزوني يافت و خليفه (عمر) آمادگي علمي براي پاسخ به نيازهاي جديد در خود نمیديد ؛ چراكه به احاديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم اِشراف نداشت و از جايگاه شرعيای كه آن حضرت نماياند تهي بود ؛ زيرا ـ چنان كه خودش میگويد ـ پيوسته در كنار پيامبر نبود تا از آن حضرت مسائل علمي را دريابد ؛ او و يكي از دوستان انصارياش به تناوب نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بودند .
بخاري روايت میكند كه عُمَر گفت :
من و همسايه انصاريام در قبیله اُميّة بن زيد (كه در حوالي مدينه بود) به تناوب نزد پيامبر میرفتيم ـ يك روز او ، يك روز من ـ روزي كه من میرفتم [پس از بازگشت] خبر وحي و ديگر اخبار در آن روز را براي وي میآوردم و روزي كه او شرفياب میشد ، نيز چنين میكرد .[١٨١]
[١٨٠] . صحيح بخاري ١: ٤٦، حديث ٨٩؛ صحيح مسلم ٢: ١١١٢؛ مسند احمد ١: ٣٣، حديث ٢٢٢؛ سنن ترمذي ٥: ٤٢٠، حديث ٤٢٠ -
[١٨١] . صحيح البخاري ١: ٤٦، حديث ٨٩ (و جلد ٢، ص٨٧١، حديث ٢٣٣٥)؛ صحيح مسلم ٢: ١١١٢، بـاب في الإيلاء واعتزال النساء . . .؛ مسند احمد ١: ٣٣، حديث ٢٢٢؛ سنـن ترمـذي ٥: ٤٢٠؛ باب ومن سوره التحريم، حديث ٤٢٠ -