منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٦
تحليل حرام میانجامد) نمیشدند و دين استقرار میيافت و آراي گوناگون در آن پديد نمیآمد .
آري ، آنان نمیخواستند اهل بيت ٤ مصدر امر تشريع و تبيين احكام خدا باشند ؛ زيرا اين كار موقعيت آنان را تضعيف میكرد . اگر بعضي در زمينه احاديث خلافت و وصيّت ، خود را به ناداني میزدند ، اين سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را درباره حضرت علی علیهالسلام نمیتوانستند تجاهل كنند كه فرمود :
أنا مدينةُ العلم وعليٌّ بابها ؛[٢٤]
من شهر علمم و علي دروازه آن است .
برايشان امکان نداشت كه جايگاه حضرت علی علیهالسلام را نسبت به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم انكار كنند و علم انبوه و گسترده آن حضرت و راست گويياش را در حديث ، برنتابند ؛ چراكه فرمود :
عَلَّمَني رسولُ الله ألفَ باب مِنَ العلم ، يَنْفَتِحُ لي من كلّ باب ألفُ باب ؛
رسول خدا هزار باب از علم به من آموخت ، كه از هر بابي هزار باب برايم باز میشود .
مسلمانان میبايست به امام علی علیهالسلام و بزرگان صحابه ـ كه خط مشيشان مكتب تعبّدي آن حضرت بود ـ رجوع میكردند ؛ كساني كه سنّت پيامبر را نگه داشتند و در جوامع حديثيشان آن را تدوين كردند تا دينشان را از آن برگيرند .
نزد همگان ثابت است كه حضرت علی علیهالسلام آن گاه كه از منصبِ خويش كنار زده شد ، به جمع آوري قرآن و حديث پرداخت و آن دو را تدوين كرد ، نزد آن حضرت اَلْواحي بود كه در آن ، آنچه را بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نازل شد و آنچه را پيامبر در شأن نزول آن بر زبان آورد ، مینوشت .
[٢٤] . المعجم الكبير ١١: ٦٥، حديث ١١٠٦١؛ مستدرک حاکم ٣: ١٣٧، حديث ٤٦٣٧؛ الفردوس بمأثور الخطاب ١: ٤٤، حديث ١٠٦ (به نقل از اَنس)؛ فيض القدير ١: ٣٦ -