منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٥
از اُبَي بن كعب رسيده كه چون سؤال شد : راه برون رفت از غائله قتلِ عثمان چيست؟
اُبَي پاسخ داد : كتاب خدا و سنّت پيامبرش ؛ آنچه را برايتان روشن است عمل كنيد ، و آنچه را بر شما مشكل است به عالمش واگذاريد .[٥٠]
از امام صادق ١ نقل شده كه فرمود :
فلو أنّهم إذا سُئِلوا عن الشيء من دين الله فَلَم يكن عندهم منه أثرٌ عن رسول الله ﴿ رَدُّوهُ إِلَي الرَّسُولِ وَ إِلي أُولِي الأَْمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ﴾ [٥١] من آل محمّد ؛[٥٢]
اگر اينان هنگامي كه از دين خدا سؤال میشدند ، و نزدشان حديثي از پيامبر نبود «آن را به خدا و رسول و اولي الأمر از خودشان باز میگرداندند ، كساني از ايشان آن را درمييافتند» يعني كساني از آل محمّد .
جلوگيری از آوردنِ دوات و قلم پيش پيامبر ، و سپس منع از تدوين سنّت و نقل حديث ، و شعار «كتاب خدا ما را بس است» ، و به دنبال آن مشروعيت بخشي به رأي و قياس ، و چند رأيي را در شريعت جايز شمردن ، و اينكه كلام صحابي قرآن و سنّت را تخصيص میزند همه اینها مراحلياند كه امّت اسلامي به خود ديد و از راه مستقيم و آنچه در شريعت ترسيم شد ، دور افتاد .
[٥٠] . خلق أفعال العباد (بخاري): ٦٣؛ مستدرک حاکم ٣: ٣٤٣، حديث ٥٣٢١ (متن از اين مأخذ است)؛ مفتاح الجنّه (سيوطي) ٧٠؛ حجيّة السنّة: ٣٥٨ -
[٥١] . سوره نساء (٤) آیه ٨٣ -
[٥٢] . تفسير عيّاشي ٢: ٣٣٢-٣٣١ -