منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٧
آمد ، چيزي را از او پرسيد ، سعيد آن را بر وي املا كرد . سپس نظر خود سعيد را جويا شد ، وي پاسخ داد و آن مرد آن را نوشت .
مردي از همدمان سعيد گفت : اي ابو محمّد ، آيا بايد رأي تو نوشته شود؟
سعيد به آن مرد گفت : آن را به من بده! نوشته را از دست او گرفت و پاره كرد .[٢٦٨]
در حديث عَمْرو بن دينار از جابر آمده است :
به جابر گفته شد : اينان رأي تو را مینويسند! گفت : چيزي را مینگارند كه بسا فردا از آن بازگردم (و نظرم عوض شود) .[٢٦٩]
دكتر صبحي صالح میگويد :
از عواملي كه باعث شد كراهتِ قوم از كتابت فزوني يابد ، رو به اشتهار نهادن آراي شخصيشان بود . بيم داشتند هنگامي كه مردم احاديث را از زبان آنها مینويسند ، در كنار آن نظراتِ آنان را نيز بنگارند .
اخباري داريم كه اين مطلب را تأكيد و اثبات میكند . روشن ترين آنها ـ در عصر تابعان بزرگ ـ شايد اين خبر باشد كه به جابر گفتند : افراد رأي تو را مینويسند [٢٧٠]
از ابن عوف روايت شده كه گفت :
اي ابو اسماعيل ، به زودي اين كتابها مردم را گمراه خواهد
[٢٦٨] . جامع بيان العلم وفضله ٢: ١٤٤ -
[٢٦٩] . همان، ص٣١ -
[٢٧٠] . علوم الحديث (صبحي صالح): ٣٤ -