منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٢
مانند اين سخن درباره احمد بن حنبل نيز گفته شده است .
همچنين بعضي از علماي رجال گاه به توثيق شخصي پرداختهاند و مرتبه او را به آسمان بالا بردهاند ، سپس به سببِ اختلافِ شخصي ـ نه ديني و مذهبي ـ در او خدشه كردهاند و از مرتبه قبل او را به زير كشيدهاند .
از اين اختلاف در توثيق و ميزان عدالتِ راوي و حجيّتِ قول او ، دور صريح لازم میآيد . چگونه میتوان با اعتماد بر جرح و تعديل شخصي كه وثاقتِ او ثابت نشده است ، روايتي را برگرفت ، يا رد كرد و نپذيرفت .
ذهبي رسالهای با نام ذكر مَن يُؤتمن قولُه في الجرح والتعديل[٧٦٢] سامان میدهد و در آن به شرح اُصول نقد میپردازد و طبقات ناقدان و چگونگي اَخذ اقوالِ آنان را میآورد .
ليكن اگر به رجال شناسان مكتب اهل بيت علیهم السلام نيك بنگريم ، درمييابيم كه بر تعديل و مَدح و خدشه اتفاق نظر دارند . كسي را نمیتوان به خاطر آورد كه در نجاشي ، كشّي ، طوسي يا ديگر علماي بزرگ شيعه ، خدشه كند . اين امر ، بيانگر وحدت فكر و اتحاد مسلك آنان است .
اینها بعضي از انگيزههای انحراف و تحريف در اين دو مكتباند . بحث كامل در اين زمينه ، نيازمند چند جلد كتاب است و اگر همه اين انگيزهها به طور كامل وارسي شود ، نتايج خيره كننده و شگفت انگيزي به دست خواهد آمد .
[٧٦٢] . نسخه اي از اين كتاب را میتوان در آياصوفيا به شماره ٢٩٥٣، يافت .