منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤٤
برگرفتند به همين جهت ، احاديث متناقض و رواياتي كه بعضي از مذاهب اسلامي را برتر مینماياند ، فزوني يافت .[٢٣٢]
استاد احمد امين ، میگويد :
عجيب است اگر ما نموداري براي حديث ترسيم كنيم ، به شكل هِرمي است كه رأس آن عهد پيامبر میباشد و با گذشت زمان گسترش میيابد تا به قاعده هرم میرسد (كه دورترين زمان به عهد پيامبر است) در حالي كه به لحاظ عقلي بايد عكس اين حالت باشد! صحابه پيامبر بيش از همه با احاديث آن حضرت آشنا بودند ، و به تدريج با مرگ آنها و عدم راوي از آنها ، حديث بايد كاستي پذيرد ؛ و اين روندِ نزولي همچنان ادامه يابد .
ليكن میبينيم كه احاديث عهد اموي بيش از احاديث عصر خلفاي راشدين است ، و احاديث عصر عبّاسي از احاديث عهد اموي فزونتر میباشد ![٢٣٣]
وي سپس اين امر را به جنبش هجرت براي دستيابي به حديث و نقش يهود و نصارا در مسخ شريعت ، توجيه میكند و با خود فراموشي [ذهنها را] از توجّه به نقش نظام سلطه و اهداف سياسي آن ـ در اين زمينه ـ باز میدارد .
ليكن آيا يهود (كه با ذلّت جزيه میدادند) بيهيچ پشتيباني يا اغماضِ از سوي حكومت ، میتوانستند به نقش ويرانگرشان بپردازند؟ به نظر میرسد عوامل سياسي و قائل شدن به مشروعيّت رأي همه صحابه ، از عوامل مهم در
[٢٣٢] . تفصيل اين سخن در كتاب وضوء النبي (اثر نگارنده) آمده است .
[٢٣٣] . ضحي الإسلام ٢: ١٢٨ ـ ١٢٩ -