منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٦٠
كليني در كافي میگويد :
عدهای از اصحاب ما ، از سَهْل بن زياد ، از حسن بن ظَريف ، از پدرش ظريف ، از مردي كه عبدالله بن اَيّوب ناميده میشد ، گفت : برايم حديث كرد ابو عَمْرو مُتَطَبِّب ، گفت اين كتاب [يعني كتاب ظريف در ديات] را به امام صادق ١ نشان دادم .
و علي بن فَضّال از حسن بن جَهْم روايت كرده است كه گفت : آن را بر امام رضا ١ عرضه كردم ، فرمود : آن را روايت كنيد ، كتاب صحيحي است .[٤٧٦]
تأكيد ائمّه ٤ بر مسائل ارث و قضاوت و شهادت نيز در اين راستاست .
محمّد بن مسلم روايت میكند كه از امام ١ پرسيدم : از ميراثِ علم [به شما] چه رسيد؟ آيا جوامع (و امور كلي) است يا تفسير هر چيزي كه مردم به آن نياز دارند (مانند طلاق و ميراث) در آن هست؟
امام ١ فرمود : علی علیهالسلام همه علم را نوشت ؛ قضاوت ، ميراث و [٤٧٧]
عدول امام از طلاق [در سخن محمّد بن مسلم] به قضاوت (پس از بيان وجود همه علم) اشاره به كثرتِ تحريف و تبديل در اين دو باب است و اين ، همان نكته ذكر خاص بعد از عام میباشد .
ميدانيم كه عُمَر بسياري از احكام قضا را نمیدانست و از حكم ارث جدّه و كلاله و آگاهي نداشت و در موارد بسياري بر قضاوت ديگران (مانند حضرت علی علیهالسلام و اشخاص ديگر) اعتماد میكرد . از آنجا كه مسلمانان در باب قضا و
[٤٧٦] . فروع كافي ٧: ٣٢٤، ذيل حديث ٩؛ نيز بنگريد به، وسائل الشيعه ٢٧: ٨٥، حديث ٣٣٢٧٧ -
[٤٧٧] . بصائر الدرجات: ١٦٣، باب ١٢ في الأئمّة أنّ عندهم الصحيفة الجامعة . . .، حديث ٧ (شماره مسلسل ٥٤٧) .