منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٨
ساخت .[٢٧١]
احتمال میرود رجوع عُمَر از آنچه درباره ميراثِ «جَدّه» نوشت ، از اين باب باشد ؛ يعني از ترس ظهور برخورد آرا با يكديگر و تعارض آنها با سنّت .
همچنين آنچه از صحابه و تابعان رسيده است كه به فرزندانشان دستور میدادند كتابهایشان را محو كنند و با آب بشويند (تا نوشتهها پاك گردد) بدان جهت بود كه نگارش رأي آنها شمرده میشد ، نه احاديثِ صحيح از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم .
دكتر محمّد عجاج خطيب مینويسد :
همه اين اقوال از علما روايت شده است . مورّخان نوشتهاند كه آنان خوش نداشتند مردم سخنان آنها را بنويسند . اين مطلب ، آشكارا دلالت دارد كه در نگارش حديث ، كراهت وجود نداشت ، بلكه كتابت رأي را نمیپسنديدند . و اخباري كه در نهي كتابت به طور مطلق آمده است ، مقصود نهي از كتابتِ رأي میباشد
اين نظريه آن گاه بيشتر تقويت میشود كه میبينيم اخباري از اين تابعان رسيده است كه بر كتابت تشويق میكنند و به شاگردانشان اجازه میدهند كه حديث را از زبان آنها بنويسند .[٢٧٢]
با توجّه به اين سخنان ، میتوان دريافت كه آنچه از زبان زيد نوشته میشد ، آراي شخصياش بود ؛ لذا از كتابتِ آن كراهت داشت . كراهتِ سعيد بن مُسَيَّب و ديگران نيز چنين است . در كتابهای رجال و حديث ، نقلهای زيادي را در اين زمينه میتوان يافت .[٢٧٣]
[٢٧١] . تقييد العلم: ٥٧؛ التصدير (يوسف عش): ٢١ -
[٢٧٢] . السنّة قبل التدوين: ٣٢٤ -
[٢٧٣] . به عنوان نمونه بنگريد به، جامع بيان العلم وفضله ١: ٧٤؛ تقييد العلم: ٦٤ -