منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٥٥
محمّد باقر ١ میباشد ، به آن بسنده نكرد ، بلكه از او خواست كه آن را در كتاب به او بنماياند ؛ زيرا :
اولاً : میدانست كه مُدوَّنات اهميت دارند [و میتوان به آنها اعتماد كرد] .
ثانياً : دريافت كه به طور قطع امام باقر ١ آن را از كتاب امام علی علیهالسلام باز گفته است ، از اين رو خواست ثابت شود كه آن سخن از كتاب امام علی علیهالسلام است و او به چشم خود آن را ببيند .
نكته ديگر اين است كه محمّد بن مسلم بر ابن ابي ليلا شرط كرد كه به جز محلّ اختلاف جاي ديگر كتاب را نگاه نكند ؛ چراكه اصحاب اهل بيت علیهم السلام حريص بودند بر اينكه كتاب امام علی علیهالسلام يا بسياري از مطالب و احاديث آن ، به دستِ نا اهلان نيفتد تا با اجتهادات و آراي خود مطالبِ آن را بياميزند و سپس آنها را به كتابِ امام علی علیهالسلام نسبت دهند و با اين شيوه ، رواياتِ اصيلِ آن را ضايع سازند .
باري ، ابن ابي ليلا به حق اذعان كرد و حكم خودش را پس گرفت و بر اساسِ كتاب امام علی علیهالسلام قضاوت كرد .
اين ماجرا ، يك نمونه زنده است كه بر اهميتِ تدوين و فائده آن دلالت دارد . اگر همه احاديث و احكام به اين شكل تدوين میشد ، اختلافي باقي نمیماند مگر در موارد اندكي كه میتوان آن را ناديده انگاشت .
در كتاب بصائر الدرجات از عبدالملك روايت شده است كه گفت :
امام باقر ١ كتابِ علی علیهالسلام را خواست . امام صادق آن را آورد ـ مثل [ماهيچه هاي] رانِ انسان درهم پيچيده بود ـ در آن آمده بود كه زنان از خانه و زمين شوهر ارث نمیبرند .
ابو جعفر ١ فرمود : والله ، اين را علي به دست خود نوشت و