منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤١
چه كسي مرا نسبت به معاويه معذور میدارد (و ياريام میكند)؟! از رسول خدا برايش میگويم ، و او رأي خودش را به رُخم میكشد! من در سرزميني كه تویی ساكن نمیشوم ![٢٢٢]
همه اين سخنان ، اختلاف دو مكتب را در اصول و مفاهيم مینماياند .
مرحله سوم
اين مرحله ، دوره خلفايي است كه بعد از معاويه تا عصر تدوين از سوي حكومت ، فرمان روا بودند . هدف اينان با اهدافِ خلفاي پيشين و كساني كه پس از آنها آمدند ، مشابه است . اينان افكار حاكم در عصر اول و گرايش جانشينانِ آنها را ـ درباره مشروعيّت رأي براي صحابه ـ به خدمت گرفتند تا مانع فعاليّت پيروان اهل بيت (كه همواره در زمره مخالفان حكومت بودند) شوند و آنها را شناسايي كنند .
عمر بن عبدالعزيز ، ابن شهاب زُهْري را به تدوين سنّت فراخواند با تأكيد بر اينكه سنّت ابوبكر و عمر را بنگارد . ابن شهاب میگويد :
ما كراهت داشتيم كه سنّت را تدوين كنيم تا اينكه سلطان ما را بر اين كار مجبور ساخت .[٢٢٣]
پوشيده نماند كه اين فرمانروايان ، فرزندان ابو سفيان و حَكَم بن عاص و كساني بودند كه با زور به اسلام درآمدند .
مگر ابو سفيان نگفت :
سوگند به كسي كه ابو سفيان به او قسم میخورد ، بهشت و
[٢٢٢] . الموطّأ ٢: ٦٣٤، حديث١٣٠٢؛ سنن بيهقي٥: ٢٨٠، حديث١٠٢٧٤؛ الرساله (شافعي): ٤٤٦ -
[٢٢٣] . سنن دارمي ١: ١٢٢، حديث ٤٠٤ -