منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٠
محو حديث با انگيزه شخصي و رغبتِ ويژه او به اين كار ، صورت گرفت .
در كتاب التوثيق المبكّر میخوانيم :
اينان كه در برابر كتابتِ حديث به معارضه برخاستند ، انگيزههای شخصي داشتند . حتّي عمر كه از سرسخت ترين معارضان كتابت حديث به شمار میرود ، نقل يا استشهاد به هيچ حديثي نمیکند تا نگرش او را تأييد و استوار سازد .[٢٧٦]
نيز قاسم بن محمّد بن ابوبكر ، میگويد :
به عُمَر خبر رسيد كه در دست مردم كتابهایی به چشم میخورد! وي آن را قبيح دانست و بدش آمد .
اين سخن ، دلالت دارد كه كراهت از سوي عُمَر رخ نمود ، نه از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و خليفه پيش از آنكه آنها را ببيند ، به انكار پرداخت و محكوم كرد! و برخوردي اين چنين ، بسي جاي تأمّل است .
بنابراين ، سياست عُمَر ، منع همگان از حديث بود (چراكه حديث دربر دارنده فضايل اهل بيت و احكام بود) و اين كار عُمَر با رأي شخصي او صورت گرفت و وجه شرعي نداشت .
به همين خاطر ، ما به جمع ميانِ رواياتِ نهي از كتابت و رواياتي كه به كتابت فرامي خواند ، نپرداختيم .
[٢٧٦] . التوثيق المبكّر: ٢٣٩ (چنان كه در تدوين السنّة: ٢٨٨، آمده است) .