منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٦٩
تفكيك بين نقل حديث و تدوين آن ، بهترين راه حل براي اين مسئله بود .
از عُمَر رسيده كه درباره «شعر» از كعب الأحبار پرسيد ، او پاسخ داد :
اَناجيل گروهي از فرزندان اسماعيل در سينههاشان است و سخن حكيمانه بر زبان میآورند .[٢٥٥]
در خبر ديگر از وَهْب نقل شده كه گفت :
موسي گفت : پروردگارا ، در تورات ، امّتي را يافتم كه انجيلهایشان در سينههایشان هست و آن را میخوانند (كسان پيش از آنها از روي كتابهایشان میخواندند و آن را حفظ نمیكردند) خدايا ، آنها را امّت من ساز!
[پروردگار متعال] فرمود : آنان امّتِ احمدند .[٢٥٦]
در كتاب الفكر الديني الإسرائيلي اثر دكتر حسن ظأظأ ، صفحه ٧٩ (از تلمود حيطين ، ٦٠ ب ـ تمورا ـ ١٤ ب) آمده است :
اُمّتي كه دهان به دهان روايت میكند ، حق نداري رواياتِ شفاهي و زباني آنها را با كتابت ثبت كني .[٢٥٧]
٥ - زندانی ساختن بعضی از صحابه و اعلامِ عمومی بر ترک نقل و تدوين حديث
با وجود اقداماتِ پي در پي و تدابير فراوان ، بعضي از بزرگان صحابه آنچه را از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم شنيده بودند روايت میكردند و به رأي خليفه ، اعتنايي نداشتند .
در برابر اين حالت ، عمر دست بسته نماند ، بلكه فرمانهای تند وسختي
[٢٥٥] . العمدة في معرفة صناعة الشعر (ابن رشيق) ١: ٢٥ -
[٢٥٦] . تاريخ دمشق ٣: ٣٩٥؛ البداية والنهاية ٦: ٦٢؛ سبل الهُدي والرشاد ١٠: ٣٥٩ -
[٢٥٧] . بنگرید به، بحوث مع أهل السنّة والسلفيّه (روحاني): ٩٧؛ تاريخ التشريع الإسلامي (فضلي): ٤٠ -