منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٧٦
هست) همتاي قرآناند و اَمان مردم از غرق ـ همان گونه كه در حديث سفينه بيان شده است ـ و باعث مصونيّتِ امّت از اختلاف .[٧٣٥]
١ - نسبتِ تحريف به پيشوايان مكتب تعبّد محض ـ كه همان ائمّه اهل بيتاند ـ آن گاه كه با ديگران مقايسه شوند ، معدوم میباشد ؛ چراكه ائمّه ٤ اميرالمؤمنين ، امام حسن و امام حسين و به نصّ قرآن و سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از هر آلودگي پاكاند ، و در ستايش پيروان و رهروانِ راهِ آنان (مانند ابن عبّاس ، ابن مسعود ، ابوذر ، عمّار و ) احاديثي از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم وارد شده است .
اينان كسانياند كه گرايشهای نفساني و جريانات [انحرافي] را برنتافتند و هيچ يك از آنان به دروغ بافی و ساختِ حديث (كه درباره كساني چون ابو هُرَيره و سَمُرَة بن جندب و كعب الأحبار و جاري است) متهم نشدند ، و اين فارق ، ميانِ دو مكتب شايانِ ملاحظه است .
در اينجا امور ديگري به نظر میرسد كه اشاره به آن لازم است :
٢ - پيروان مكتب تعبّد محض بر نقل آنچه درمييافتند ، پافشاري میكردند ـ هرچند شمشير آخته بر گردنشان نهند ـ و در امر دين مداهنه نميورزيدند (چنان كه در موضع امام علی علیهالسلام در روز شورا ملاحظه میشود ، آن حضرت عمل به سيره ابوبكر و عمر را نپذيرفت چون با سنّت پيامبر ناسازگاري داشت ،[٧٣٦] يا مانند موضع امام حسين ١ نسبت به يزيد ، يا ديگر موضع گيريها كه از آنان ثابت
[٧٣٥] . مستدرک حاکم ٣: ١٦٢، حديث ٤٧١٥ -
[٧٣٦] . از اين نمونه است سخن قيس بن سعد بن عباده، هنگام بيعت با امام حسن ١ كه در آن تعريض به شرط اضافي اي است كه روز شوراي براي بيعت گرفتن گنجاندند . وي به امام حسن ١ گفت: با تو بيعت میكنم بر كتاب خدا و سنّت پيامبر، چراكه آن هر شرطي را با خود به همراه میآورد (بنگرید به، تذكرة الخواص: ١٩٦) .