منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٦
اگر آن را به خدا و رسولش و اولياي امرِ خود باز میگرداندند ، البته كساني از آنان كه میتوانند آن را استنباط كنند ، میفهميدند .
يعني آل محمّد ٠ ايشان ، كسانياند كه از قرآن استنباط میكنند و حلال و حرام آن را میشناسند ، و ايناناند حجّت خدا بر خلق .[٥٢٧]
امام رضا ١ صحيفهای دارد كه آن را از پدرانش روايت میكند و «صحيفة الرضا» ناميده میشود ، و بارها به چاپ رسيده است .
نيز رسالة الذهبيه از امام رضا ١ میباشد كه آن را براي مأمون عبّاسي نوشت و مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنويسند و از اين رو ، ذهبيّه (طلايي) ناميده شد (وجه ديگري نيز براي نام گذاري آن گفتهاند) و اين رساله بارها چاپ شده است .
همه اینها غير مطالبي است كه امام ١ بر اَصحاب خود و بر فقها و فقه آموزانِ آن زمان ، املا كرد ؛ زيرا امام ١ مجالس تدريس و املاي حديث داشت .
علي بن علي خُزاعي ـ برادرِ دعبل شاعر ـ میگويد :
ابوالحسن ، علي بن موسي الرضا ١ در طوس ، در رجب سال ١٩٨ براي ما اِملاي حديث كرد ، گفت : پدرم ، موسي بن جعفر مرا حديث كرد .[٥٢٨]
اين سخن ، به وجود مجالسي صراحت دارد كه امام رضا ١ در آن علوم اسلامي را بر علما و حافظانِ مسلمان املا میكرد ، و اينكه آن حضرت به تدوين و مُدوَّنات اهتمام داشت .
[٥٢٧] . تفسير عيّاشي ١: ٢٦٠، حديث ٢٠٦؛ وسائل الشيعه ٢٧: ١٧١، حديث ٣٣٥١٩ -
[٥٢٨] . اَمالي طوسي ١: ٣٥٩ و٣٦١؛ نيز بنگرید به، رجال نجاشي: ٢٧٧، رقم ٧٢٧ -