منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٠٢
پيش از پايانِ اين بحث ، بجاست يادآور شويم كه عامل مهم در تأخير مدوّنات نزد پيروان مكتب اجتهاد و رأي اين بود كه بعضي از اطرافيان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با آن حضرت چونان يك انسان عادي ـ كه هيچ فرقي با ديگران ندارد ـ برخورد میكردند ؛ از پشت خانهها صدايش میزدند ، با زياد ماندن نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خستهاش میساختند و اعتقاد داشتند كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم خطا میكند و به صواب میرود ، در حالِ خشم چيزي را بر زبان میآورد كه در حالتِ خشنودي لب بر آن نمیگشايد ، و
عبدالله بن عَمرو بن عاص میگويد :
من هر چيزي را كه از رسول خدا میشنيدم ، مینوشتم . میخواستم آن را حفظ كنم [و ماندگار سازم] قريشيان مرا از اين كار بازداشتند ، گفتند : هر چيزي را كه از پيامبر میشنوي ، مینويسي؟! رسول خدا ، بشري است كه در حال رضا و خشم سخن میگويد!
من از اين كار باز ايستادم ، و جريان را براي پيامبر گفتم .
فرمود : بنويس ، سوگند به كسي كه جانم در دستِ اوست ، از زبانِ من جز سخنِ حق نمیتراود .[٥٧٠]
اين روايت بيانگر آن است كه قريش با اين حجّت از تدوين نهي میكردند كه پيامبر در حال غَضَب ، سخن ناصواب بر زبان میآورد .
عمرو بن شُعيب ، از پدرش ، از جدّش نقل میكند كه گفت :
پرسيدم : اي رسول خدا ، آنچه را از تو میشنوم بنويسم؟
[٥٧٠] . مسند احمد ٢: ١٦٢، حديث ٦٥١٠؛ سنـن دارمـي ١: ١٣٦، حديث ٤٨٤؛ سنن ابي داود ٣: ٣١٨، حديث ٣٦٤٦؛ مستدرک حاکم ١: ١٨٧، حدیث ٣٥٩ (روایت از این مأخذ است) .