منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٣٣
اين دو نقل ـ و ديگر گزارشهای مشابه آن ـ از نكاتِ مهمّي درباره كتابِ حضرت علی علیهالسلام و موضوع تدوين ، پرده برمي دارد ؛ چراكه مشاهده میشود بعضي از مسلمانان بر اثر جهل به تدوين و فوائد آن (و نيز جهل به نقل حديث و آثار آن و جهل به تنزيل و تأويل و ) به نظرشان عجيب آمد كه نزد امام علی علیهالسلام كتاب يا كتابهایی در زمينه علوم اسلامي باشد . بسا آنان به حضرت علی علیهالسلام تهمت میزدند كه غير كتابِ خدا را میخواند يا قرآن ديگري در دستِ اوست! چنان كه امروزه بعضي از نويسندگان مسلمان ـ كه آگاهي دقيقي از امور تدوين و مدوّنات موجود صدر اسلام ندارند ـ بر همين پندارند .
امام علی علیهالسلام میخواست حقيقتِ ماجرا را روشن سازد و اينكه علوم آن حضرت بر گرفته از قرآن و نيز صحيفهای است كه از زبان رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نوشت و به منزله تفسير جامعِ قرآن میباشد و آنچه به وسيله وحي نازل شد ـ در همه ابعادش ـ در آن هست ، آنچه را او بر زبان میآورد ، بيرون از اين دو مصدر اساسي نيست .
سخن امام علی علیهالسلام ناظر به دفع شبهه يا اين دروغ است كه نزد آن حضرت ، كتاب ديگري همسنگ يا مغاير با كتابِ خدا وجود دارد . از اين روست كه راوي بعضي از اوصافِ كتاب را به تفصيل برمي شمارد ؛ اينكه ديه جراحتها (و زخم ها) در آن هست ، و سنِ شتري كه بايد به عنوان زكات گرفته شود و ؛ چراكه (مردم) آن را به خاطر داشتند و در عهد پيامبر با احكامِ آن آشنا بودند ، نه اينكه احكام اين كتاب هرگز به گوششان نخورده باشد (گرچه محتويات آن را به تفصيل نمیدانستند) .
گويا مناسبتِ مقام ، اقتضا میكرد كه امام ١ به طور ويژه از اين صحيفه نام ببرد ؛ زيرا سياق كلام براي نفي ديگر مُدَوَّنات نزد آن حضرت نيست ، چون