منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٧٦
شایسته نیست دیگران آن را بنویسند] .[٢٦٦]
دكتر محمّد عجاج خطيب میگويد :
آن گاه كه آراي شخصي تابعان شهرت يافت ، كراهت آنها از كتابت فزوني گرفت ؛ چراكه ترسيدند شاگردانشان آنها را با حديث تدوين كنند ، و ديگران به نقل آنها بپردازند و با حديث اشتباه گردد . میتوانيم دريابيم كه هركس از كتابت كراهت داشت و بر آن اصرار میورزيد ، از تدوينِ رأي خود کراهت داشت .[٢٦٧]
دكتر يوسف عش ، در اين زمينه مینويسد :
خودداري از كتابت كه در ميان اين گروه هست ، برخلاف نتيجهای كه ما به آن دست يافتيم ، نمیباشد . آنان همه فقيه بودند و در ميانشان محدّثي كه فقيه نباشد ، وجود نداشت . فقيه ميان حديث و رأي جمع میكند ، و میترسد از اينكه رأي و اجتهادش در كنار احاديث پيامبر ثبت گردد .
وي ، سپس مثالهایی میآورد كه نظريهاش را روشن میسازد ، آن گاه میگويد :
اخباري داريم كه حاكي از كراهت كتابتِ رأي است ؛ مانند عذرخواهي زيد بن ثابت از اينكه مروان سخنانِ او را ثبت كند .
يحيي بن سعيد روايت میكند كه :
مردي پيش سعيد بن مُسَيَّب (كه از فقهاي مخالفِ كتابت است)
[٢٦٦] . طبقات ابن سعد ٢: ٣٦١ -
[٢٦٧] . السنّة قبل التدوين: ٣٢٣-٣٢٤ -