منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٨٧
رسول خدا رحلت كرد وخبر داد كه ما به حكومت بر مردم اَوليایم . امّا قريش عليه ما متحد شدند تا اينكه خلافت را از معدنِ آن بيرون آوردند . به حق ما و حُجّتِ ما عليه انصار احتجاج كردند [تا آنكه بر حكومت سيطره يافتند] آن گاه يكي پس از ديگري آن را ميان خود گرداندند تا اينكه خلافت به ما برگشت . سپس بيعت خود را با ما شكستند و در برابر ما جنگ برپا شد!
صاحب اين امر [امام علی علیهالسلام ] پيوسته در حال گذر از راههای دشوار و گردنههای سخت بود تا اينكه به قتل رسيد .
پس از او با فرزندش حسن ١ بيعت شد و پيمان بستند ، ليكن وي به مكر و فريب گرفتار آمد و به سازش وادار شد ؛ اهل عراق بر او شوريدند تا آنجا كه خنجري در پهلويش زده شد و لشكرش به غارت رفت و خلخالهای كنيزانش تاراج گرديد .
آن حضرت حكومت را به معاويه واگذارد و خون خود و اهل بيت خويش را ـ كه به راستي گروهي اندك بودند ـ حفظ كرد .
پس از او بيست هزار نفر از اهل عراق با حسين ١ بيعت كردند ، ليكن وفادار نماندند و در حالي كه بيعت آن حضرت بر گردنشان بود ، عليه او قيام كردند و او را كشتند .
پس از آن ، ما اهل بيت ، همواره به خواري و ستم گرفتار آمديم ، ناچيز انگاشته شديم و تحقير گرديديم ، محروم مانديم و به قتل رسيديم ، به هراس افتاديم و بر جانِ خود و اوليايمان ايمن نبوديم .
در اين ميان ، دروغ پردازان و انكارگرانِ حقّ ما فرصت يافتند تا خود را به حاكمان و قاضيان و كارگزارانِ بدكردار در هر شهر و