منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٠٤
اي امير مؤمنان ، به هر چه خواهي امر كن!
عُمَر گفت : تو را امر و نهي نمیكنم .[١٥٢]
با اين سياست ، معاويه توانست دل عمر را به چنگ آورد . عمر گروهي از بني اميّه و دوست دارانش را بر بعضي از سرزمينها گماشت ؛ ولايت فلسطين و اردن را به عمرو بن عاص سپرد ،[١٥٣] و وليد بن عُقْبَه را ـ كه از نزديكانش بود ـ بر صدقات بني تغلب گمارد ،[١٥٤] يَعْلَي بن اُميّه را بر بعضي بلاد يمن والي كرد ،[١٥٥] مُغِيرة بن شعبه را امير كوفه ساخت ،[١٥٦] عبدالله بن اَبي سَرْح (برادر رضاعي عثمان) را بر خاك مصر ولايت داد ،[١٥٧] كه در عهد عثمان ، همه مصر به آن ضميمه شد .[١٥٨]
عُمَر در سرپرستي ولايات و كارها ، آشكارا بر امويان و همدستان آنها اعتماد داشت ، در عين حال از توليتِ بني هاشم روي برمي گرداند . آن گاه كه پس از مرگ والي «حِمْص» خواست ابن عباس را بر این شهر بگمارد ، به او گفت :
اي فرزند عبّاس ، میترسم مرگم فرا رسد و تو پايدار باشي و به مردم بگويي : سوي ما بشتابيد! و پيداست كه جز از خودتان کسی
[١٥٢] . الاستيعاب ٣: ١٤١٧؛ تاريخ دمشق ٥٩: ١١٢؛ البداية والنهاية ٨: ١٢٥؛ سير اعلام النبلاء ٣: ١٣٣؛ و بنگرید به، تاريخ طبري ٣: ٢٦٥ -
[١٥٣] . تاريخ خليفه ١: ١٥٥؛ فتوح البلدان ١: ١٤٥؛ تاريخ دمشق ٤٦: ١٥٧ (و جلد ٥٩، ص١١١) .
[١٥٤] . المنتظم ٦: ٥؛ تهذيب الكمال ١٣١: ٥٤؛ البداية والنهاية ٨: ١٤ -
[١٥٥] . تاريخ طبـري ٢: ٣٦١و ٣٨٠؛ الإصابه ٣: ٢٥٦ (و جلد ٥، ص٣٩٠)؛ تهـذيب الأسـماء ٢: ٤٥٩، رقم ٧٠٣ يعلي بن اميّه .
[١٥٦] . تاريخ خليفه ١: ١٥٤؛ فتوح البلـدان ١: ٢٩٧؛ تاريخ طبري ٢: ٤٩٩؛ تـاريخ الخلفـاء ١: ١٣٣؛ شذرات الذهب ١: ٥٦ -
[١٥٧] . سير أعلام النبلاء ٣: ٤٣؛ الإصابة ٤: ١١٠ -
[١٥٨] . تاريخ خليفه ١: ١٧٨؛ فتوح البلدان ١: ٢٤٤؛ تاريخ طبري ٢: ٥١٦؛ البداية والنهاية ٥: ٣٥٠ـ٣٥١ -