منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٢
در روايتِ مسلم و بيهقي آمده است :
اين خبر به معاويه رسيد ، منبر رفت و گفت : چه غرضی دارند كسانی كه از پيامبر احاديثی را میآورند كه ما با وجودِ مصاحبت با پيامبر و حضور در نزدش ، آنها را نشنيده ايم!
عُبادة برخاست سپس گفت : آنچه را از پيامبر شنيده ايم میگوييم ، هرچند ناخوشايند معاويه باشد مرا چه باك از اينكه در تاريكي شب ، در لشكرش او را همراهي نكردم .[١٧]
معاويه نمیتوانست خودش عُبادة را درجا تكذيب كند ؛ زيرا وي تاريخ و مكاني كه اين حديث را شنيده بود مشخص ساخت (در يكي از مجالس انصار ، شب پنجم رمضان) تنها ادعا كرد كه وي اين حديث و امثالِ آن را نشنيده است ، پس از آنكه از ادعاي نسخ درمانْد و جرأت نكرد عُبادة را تكذيب كند ، به نوعي تجاهُل دست يازيد .
از اين جمله است آنچه را وافي مهدي ، درباره مروان میگويد كه وي درباره كسي كه زنش را طلاقی بیبرگشت (يعنی طلاق باين) داد ، حكم كرد كه سه طلاق واقع میشود (چنان كه در الموطّأ آمده است) و زُرقاني از موازيه نقل میكند كه پيامبر كسي را كه زنش را طلاقِ قطعی و بی برگشت داد ، ملزم به سه طلاق ساخت ، و عُمَر در اين زمينه ، حكم به سه طلاق كرد .[١٨]
[١٧] . صحيح مسلم ٣: ١٢١٠، حديث ١٥٨٧ (متن از اين مأخذ است)؛ سنن بيهقي ٥: ٢٢٧، حديث ١٠٢٦٠ -
[١٨] . الاجتهاد في الشريعة الإسلاميّة: ١٩١؛ الموطّأ ٢: ٥٥١، حديث ١١٤٩؛ شرح زرقاني ٣: ٢١٨؛ الفواكه للدواني ٢: ٣٤ -