منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ١٤٥
اين راستايند .
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به وقوع اين ماجرا خبر داد و نگراني خود را از روزگار آينده ابراز داشت و ضرورت التزام به سنّت و تمسّك به عترت را خواستار گرديد (چنان كه در حديث ثقلين و ديگر احاديث هست) ابوبكر نيز وقوع اين ماجرا را پيش بيني كرد ، ولي راه حل او دعوت مردم به بسنده كردن به قرآن بود!
از همه آنچه گذشت به دست میآيد كه اين افكار و غير آن ، به دليل منع از تدوين سنّت و التزام به حجيّت رأي صحابه و ديگر عوامل سياسي ، پديد آمد .
درباره اختلاف ، رياضي دانان گفتهاند كه از يك ميلي متر شروع میشود و به يك كيلومتر میرسد ، بلكه به بي نهايت میانجامد . ما امروزه اين حقيقت را آشكارا در احاديث پيامبر (و بلايي كه شريعت به آن گرفتار آمد) شاهديم . كار سنّت به جايي رسيده است كه جز به فعل صحابه پذيرفتني نيست ، بلكه كلام صحابي و فعل او مخصّص قرآن قرار میگيرد!
در اينجا بعضي از سخنان اهل بيت علیهم السلام را میآوريم كه دربردارنده پاسخ به بسياري از شبهه هاست و بر نامشروع بودنِ «رأي گرايي» تأكيد دارد .
امام صادق ١ نامه مفصّلي به يكي از اصحابش دارد ، در آن آمده است :
اي كساني كه اميد رحمت و رستگاري برايتان هست! خدا خيري را كه برايتان آورد كامل ساخت . بدانيد كه خواست خدا اين نيست كه آدمي در دينش هواي نفس و رأي و قياس را برگزيند .
خدا قرآن را فرستاد و بيانِ هر چيزي را در آن قرار داد و براي قرآن و قرآن آموزي كساني را شايسته دانست كه علمِ خدايي دارند و در دينشان به هوا و رأي و قياس نمیگروَند ؛ آنان همان اهل ذكراند كه خدا امّت را به سؤال از آنها فراخواند