منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٩٧
صريحِ قرآن درباره سه بار طلاق و المؤلفة قلوبهم (جذب دلهای كافران به اسلام) و و در ساليان اخير استفاده بعضي از غَرَض ورزان ، از اين مقوله ، براي انكارِ [حجيّتِ] ماسواي قرآن .
٤ - منع خلفا از تدوينِ حديث ، جهت پيش گيري از انتشار احاديث پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم كه سزامندي اهل بيت علیهم السلام را به خلافت روشن میساخت همراه با جلوگيري از تفسير بياني مراد از آيات (كه در همين راستا بود) با بهانههای واهي و سست .
٥ - گشودنِ باب اجتهاد ، براي پُر سازي شكاف پديد آمده از منع تدوين در ضمنِ مراحل گوناگون ذيل :
الف) وجود نشانههای اوليه در زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نزد كساني كه پس از به قدرت رسيدنِ اسلام ، آن را پذيرفتند . اينان با پيامبر به مخالفت برمي خاستند و به اجتهاد دست میيازيدند و آنچه را پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آورده بود ، وامي گذاشتند .
ب) اجرای نظريه اجتهاد ، به وسيله ابوبكر .
ج) گشايش وسيع ترين درها توسط عُمَر ، براي پياده نمودن اجتهادات و آراي خودش .
٦ - ظهور مفهومِ «رأي رَأَيتُه» (رأيي است كه ابراز داشتم) و «تَأَوَّلَ فَأَخْطَأَ» (برداشتی داشت ولی به خطا رفت) در سپيده دمِ حكومتِ منع از تدوين ، و منجر شدنِ آن به پي ريزي اصول جديدي همچون قياس و استحسان و مصالح مرسله و
٧ - تأثير منع تدوين و فتح باب اجتهاد ـ به طور جدّي ـ در پيدايش رويارويي و اختلاف در فتاوا و آراي صحابه ـ بلكه گوناگوني فتواها و آراي يك صحابي ـ