منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٧
در اينجا ما مینگريم كه اين مسئله طرّاحي میشود و اين معمّا آماده میگردد تا طاعت ابو يوسف از سلطان و ميزان فرمان بردارياش و استعداد او براي تبديل احكام و تغيير آرا ـ در راستاي خشنودي هارون ـ آزمايش شود .
رشيد گرچه به اين چيزها پايبند نبود و به مانند اين چاره جوييهای فقهي عجيب نياز نداشت و بطلان آنها را میدانست ، ليكن میخواست فقها را به عنوان يك سرپوش شرعي به كار گيرد و از اين طريق آنچه را میخواهد عملي سازد .
مسعودي مینويسد :
زُبَيْده ـ همسر رشيد ـ به ابو يوسف نامه نوشت كه : درباره اين امر فتوايت چيست؟ دوست دارم كه فلان گونه باشد .
ابو يوسف موافق با خواسته زبيده فتوا داد ، وي نيز هدايايي را براي ابو يوسف فرستاد كه شامل طلا و نقره و غلاّت و چهارپايان و لباسها و ديگر چيزهاي نفيس بود .
يكي از كساني كه در مجلس ابو يوسف حاضر بود ، گفت پيامبر فرمود : مَنْ أُهْدِيَت إليه هديّةٌ ، فَجُلَساؤه شُركاؤه ؛ براي هركس هديهای برسد ، همنشينانش ـ در آن هديه ـ با وي شريكاند .
ابو يوسف گفت : اين سخن در جايي است كه هديه مردم خرما و شير باشد .[٧٥٦]
تصرّف در معاني را بنگريد! چگونه سخن را از آنچه در حديث نبوي اراده شده (و دلالت واضح دارد) برمي گرداند .
[٧٥٦] . تاريخ بغداد ١٤: ٢٥٤؛ وفيات الأعيان ٦: ٣٨٦ -