منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٩
بيمار بودم ، ابو جعفر ١ به عيادتم آمد ، كنار بالينم كتاب يوم و ليلة بود . از آغاز تا پايان آن را ورق زد و [سه بار] فرمود : خدا يونس را رحمت كند [٥٣١]
و از آن حضرت روايت است كه فرمود :
در كتاب علي ١ آمده که انسان ، شبيه ترين چيزها به معيار (ترازو) میباشد ؛ يا راجح (و سنگين) است به علم ـ و يك بار فرمود به عقل ـ و يا ناقص (و سبك) است به جهل .[٥٣٢]
امام جواد ١ بر اهميتِ تدوين تأكيد میورزيد ؛ زيرا تدوين سبب ماندگاری بيشتری در اذهان میشود تا نقل تنها ، بلكه در ذهن «منقول له» (كسي كه برايش نقل صورت میگيرد) پايدارتر میماند ؛ به ويژه آنكه در ميانِ خوانندگانِ کتابها ، كساني خط امام ١ را میشناختند .
از عبدالعزيز مُهْتَدِي حكايت شده كه از امام جواد ١ درباره يونس بن عبدالرَّحمان پرسيد ، امام ١ به خط خود نوشت :
او را دوست میدارم و برايش رحمت میطلبم ، هرچند همشهريانِ تو مخالفاند .[٥٣٣]
رسالهها و نامههایی از امام جواد ١ به اصحاب رسيده است :
احمد بن محمّد بن عيسي میگويد : ابو جعفر غلامش را به همراه
[٥٣١] . رجال كشّي ٢: ٤٨٤، رقم ٩١٣؛ وسايل الشيعه ٢٧: ١٠٠ -
[٥٣٢] . كشف الغمّه ٢: ٣٤٦ -
[٥٣٣] . رجال كشّي: ٤١٣؛ مقصود از «بلد» بصره است ـ چنان كه در شرح اصول كافي مازندراني ٧: ٦ هست ـ اهل بصره در آن زمان عثماني و پيرو رأي و اجتهاد بودند و از دشمنانِ مكتب تعبّد و تدوين به شمار میآمدند .