منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٥٥
با وارسي گزارههای تاريخ قانون گذاري اسلام ، به دست میآيد كه دليلِ صاحب اين قول و عقيده ، عمل عُمَر میباشد و رأيي كه او در اين زمينه ابراز داشت . روايت شده است :
عرب باديه نشيني از شرابِ عُمَر نوشيد . عمر او را حد زد . اَعرابي گفت : من از شرابِ تو آشاميدم! عمر آن شراب را خواست و با آب آن را رقيق ساخت ، سپس نوشيد و آن گاه گفت : هركس شرابش بَست و غليظ شد ، آن را با آب رقيق سازد .[٦٨٩]
و از عمر وارد شده است كه گفت :
ما اين شراب را میآشاميم تا گوشت شتر را در شكمِ ما هضم كند و ما را آزار ندهد . هركس شرابش غليظ شد آن را با آب مخلوط سازد .[٦٩٠]
و نيز گفت :
من مردي شكم گُندهام ، در آشاميدنِ اين شربت مرا سرزنش نكنيد و در نوشيدن اين شير مرا معاف داريد . اين نبيذ را میآشامم تا لينتِ مزاج يابم .[٦٩١]
از ابو حنيفه نقل است كه در حلال بودن اندكي از شرابي كه زيادِ آن مست كننده است ، به سيره عمر احتجاج میكرد . آن گاه كه عبيدالله ـ بن عمر بن حفص بن عاصم ابن عمر بن خطّاب ـ در آشاميدن نبيذ بر ابو حنيفه اعتراض كرد ، او گفت :
[٦٨٩] . احكام القرآن (جصّاص) ٤: ١٢٦ (و در چاپ دار الكتب، ١٤١٥هـ، ج٢، ص٥٨١) .
[٦٩٠] . مصنّف ابن اَبي شيبه ٥: ٧٩، حديث ٢٣٨٧٥ -
[٦٩١] . همان: ٨٠، حديث ٢٣٨٧٩ -