منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٩٥
است ، و قرآن و عترت چنيناند ، چراكه هر كدام از آنها معدن علوم لَدُنّي و اَسرار و حِكَم آسماني و احكام شرعياند ؛ به همين خاطر ، پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر اقتدا و تمسّك به آنان و تعلّم از ايشان برانگيخت و فرمود : الحمدُ لله الذي جَعَلَ فينا الحكمة أهلَ البيت ؛ سپاس خداي را كه حكمت را در ما خاندان قرار داد .
و گفته اند : قرآن و عترت ، ثَقَلين ناميده شدهاند به جهتِ سنگيني رعايتِ حقوقِ آن دو .[١٢٧]
خَطّابي در غريب الحديث و ابن منظور در لسان العرب و زَبيدي در تاج العروس و ابن اثير در النهاية و نَووي در شرح خود بر صحيح مسلم و ديگران در شرح حديث ثقلين گفته اند :
قرآن و عترت ، ثقلين ناميده شدهاند ؛ بدان جهت كه اين دو را گرفتن و عمل به آنها كردن ، ثقيل است .[١٢٨]
شهاب الدين خَفاجي در نسيم الرياض در تفسير حديث ثقلين ، اقوال را میشمارد و میگويد :
ثَقَلَيْن ، تثنيه ثقل است . ثقل ، هر چيز سنگين میباشد و ضد سبكي است . ثَقَلَيْن ، انس و جنّ (آدمي و پري)اند .
پيامبر قرآن و عترت را ثَقَلَيْن ناميد به جهت عظمتِ شأن آن دو ، و اينكه آباداني دين به آن دوست (چنان كه دنيا به انس و جن آباد
[١٢٧] . همان .
[١٢٨] . غريب الحديث ٢: ١٩٢؛ لسان العرب ٢: ١٩٢؛ تاج العروس ٧: ٢٤٥؛ النهاية في غريب الحديث ١: ٢١٦؛ شرح النووي علي صحيح مسلم ١٥: ١٨٠ -