منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٧
سخنشان ، گفتار درست كرداران . زنده داران شباند ـ به عبادت ـ و نشانههای روزند ـ براي هدايت ـ چنگ در ريسمان قرآن زدهاند ، و سنّت خدا و فرستاده او را زنده كردهاند ، نه بزرگي میفروشند ، و نه برتري جويي دارند ، نه خيانت میكنند و نه تبهكارند ، دلهاشان در بهشت است و تنهاشان را به كار ـ عبادت ـ واميدارند .[١٠٨]
آري ، امر امّت تا بدين پايه رسيد ؛ چنان كه دهلوي در رسالهاش میگويد :
چون عهد خلفاي راشدين سپري شد ، خلافت به قومي رسيد كه شايستگي آن را نداشتند و از استقلال علمي در فتاواي و احكام برخوردار نبودند . پس ناچار شدند دست به دامنِ فقها شوند و در همه حال ، همراه آنان باشند .
تني چند از علماي طرازِ اوّل باقي بودند ، آنان هرگاه طلب میشدند میگريختند و روي میگرداندند . مردم آن زمان ديدند كه با وجود اقبال امّت به علماي طراز اول ، آنان از آنها روي برمي گردانند ؛ از اين رو براي دستيابي به عزّت ، علم آموختند [و به دربارِ خلفا روي آوردند[ و در نتيجه ، فقها پس از آنكه مطلوب مردم بودند ، طالب شدند و بعد از آنكه با رويگرداني از سلاطين ، عزيز بودند ، خوارِ دربارِ آنها گشتند مگر كساني كه خدا توفيقشان داد ]و در دام اين زبوني نيفتادند] .[١٠٩]
[١٠٨] . نهج البلاغه (ترجمه دكتر سيّد جعفر شهيدي): ٢٢٠ـ٢٢٤، خطبه ١٩٢ -
[١٠٩] . بنگريد به، الإنصاف دهلوي، اين سخن در دائرة المعارف فريد وجدی ماده «جهد» آمده است . فيض كاشاني آن را در «الاصول الاصيله: ١٨٣» میآورد .