منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٤
ساختم ، امّا شيطان رَدْهَه ،[١٠٧] بانگ صاعقه ای قلبش را به تپش درآورد و سينهاش را لرزاند و کارش را ساخت ؛ حال تنها اندكي از تجاوزكاران مانده و اگر خدا مرا رخصت داد بر ايشان بتازم و آنان را براندازم ، دولت را از آنها بازگردانم و از آنِ خود سازم ، جز تني چند كه در اين سوي و آن سوي شهرها بمانند ـ و مردم را بترسانند ـ . .
من در خُردي ، بزرگانِ عرب را به خاك انداختم و سركردگان- دو قبيلة - ربيعه و مضر را هلاك ساختم ، شما میدانيد مرا نزد رسول خدا چه رتبت است ، و خويشاونديم با او در چه نسبت است ، آن گاه كه كودك بودم مرا در كنار خود نهاد و بر سينه خويش جايم داد ، و مرا در بستر خود میخوابانيد چنان كه تنم را به تن خويش میسود و بوي خوشِ خود را به من میبويانيد ، و گاه بودي كه چيزي را میجَويد ، سپس آن را به من میخورانيد ، از من دروغي در گفتار نشنيد ، و خطايي در كردار نديد ، هنگامي كه از شير گرفته شد خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاي بزرگواري را پيمود ، و خويهای نيكوي جهان را فراهم نمود .
و من در پي او بودم ـ در سفر و حضر ـ چنان كه شتر بچّه در پي مادر ، هر روز براي من از اخلاقِ خود نشانهای برپا میداشت و مرا
[١٠٧] . رَدْهَه: گودالي است كه رهبر خوارج معروف به «ذو الثديه» جنازهاش در آن افتاد، (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ١٣ / ١٨٣) .