منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٨٢
نعمت ، شهپرِ خود را بر سر آنان گسترد و جويبارهايي از آسايش و رفاه براي ايشان روان نمود ، و ملّت اسلام ، با بركتهای خود آنان را فراهم فرمود . پس در نعمت شريعت غرقه گرديدند ، و لذّت زندگي خرّم و فراخ آن را چشيدند . زندگيشان به سامان ، در سايه دولتي قوي شأن ؛ و نيكويي حال آنان را به عزّتي رساند ارجمند ، و كارهاشان استوار گرديد و دولتشان نيرومند ؛ چنان كه حاكم شدند بر جهانيان ، و پادشاهان زمين در اين كرانه و آن كران . كار كساني را به دست گرفتند كه بر آنان حكومت مینمودند ، و بر كساني فرمان راندند كه فرمانبر آنان بودند . نه تيرشان بر سنگ میرسيد و نه سنگشان سبك میگرديد .
همانا شما رشته فرمانبرداري را از گردن گشاديد و به داوريهای دورانِ جاهليّت رضا داديد ، در دژ خدايي كه پيرامونتان بود رخنه نهاديد ، همانا خداي سبحان بر جماعت اين امّت ـ مسلمان ـ منّت نهاد و به الفت آنان را با يكديگر پيوند داد ؛ پيوندي كه در سايه آن بچمند ، و در پناه آن بيارمند . در نعمتي كه هيچ يك از آفريدگان بهايي نداند براي آن ، چه آن نعمت از هر بهايي برتر است و از هر رتبت و منزلتي گرانقدرتر .
و بدانيد كه شما پس از هجرت ـ و ادب آموختن از شريعت ـ به ـ خوي ـ باديه نشيني بازگشتيد و پس از پيوند دوستي دسته دسته شديد ، با اسلام جز به نام آن بستگي نداريد و از ايمان جز نشان آن را نمیشناسيد .
ميگوييد به آتش ـ میسوزيم ـ و ننگ را ـ نمیتُوزيم ـ گويا