منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٧٧
بپرسند تا مقصود را بفهمند و بعضي كه از پيامبر سؤال میكردند ، در صَدَدِ فهم برنمي آمدند و دوست میداشتند كه يك اَعرابي و مسافر بيايد و آن مسئله را بپرسد تا آنها بشنوند .
امّا من در هر روز ، يك بار و در هر شب ، يك نوبت بر رسول خدا وارد میشدم او با من خلوت میكرد و (در اين زمان) در هر حالي همراه او بودم . اصحاب رسول خدا میدانند كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با هيچ كس جز من ، چنين رفتاري را نداشت ، بسا میشد كه من در خانهام بودم و پيامبر نزدم میآمد و اين كار بيشتر رخ میداد .
آن گاه كه من پيش پيامبر میرفتم با من تنها میشد و زنانش را از نزد ما برمي خيزاند ، ليكن آن گاه كه به خانه ما میآمد فاطمه و فرزندانم در كنار ما میماندند .
چون از پيامبر چيزي را میپرسيدم ، پاسخ میداد و آن گاه كه ساكت میماندم آن حضرت آغازِ سخن میكرد .
هيچ آيهای از قرآن بر پيامبر نازل نشد مگر اينكه آن را بر من قرائت و املا كرد ، من به خطِ خود آن را نوشتم ، و پيامبر تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عامِ آن را به من آموخت
از آن زمان كه پيامبر برايم دعا كرد كه فهم و حفظ يابم ، هر علمي را كه برايم املا كرد از ياد نبردم . پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم همه حلالها و حرامها و امر و نهيهای گذشته و آينده را كه خدا به او آموزاند ، به من تعليم فرمود ، و هر طاعت و معصيتي را كه بر پيامبران گذشته ـ در قالبِ كتاب ـ نازل شده بود ، به من ياد داد و من آن را حفظ كردم ،