منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٦٦
کنار زدند و منسوخ را ناسخ پنداشتند و خاص را عام گرفتند و به آنها احتجاج كردند ، به اولِ آيه چسبيدند و سنّت را در تأويل آن واگذاشتند . به آغاز و پايانِ كلام نگاه نكردند و ورود و خروج آن را در نيافتند ؛چراكه آن را از اهلش نستاندند ، به همين جهت خود گمراه شدند و ديگران را گمراه ساختند .[٩٠]
از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسيده است كه فرمود :
مَن أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْر عِلْمٍ وَهُوَ لا يَعْلَمُ الناسخَ مِنَ المَنْسوخ وَالمُحْكَم مِنَ المُتشابه ، فقد هَلَكَ وأهْلَكَ ؛[٩١]
كسي كه ناسخ را از منسوخ و محكم را از متشابه باز نشناسد و ناعالمانه براي مردم فتوا دهد ، خودش هلاك میشود وديگران را هلاك میسازد .
محمّد بن حكيم میگويد : به امام صادق ١ گفتم : گروهي از اصحابِ ما تفقُّه میورزند و علمي را به دست میآورند و احاديثي را روايت میكنند ، مسئلهای از آنان پرسيده میشود ، رأي و نظرشان را درباره آن میگويند [آيا اين كار درست است؟] امام ١ فرمود :
لا ، وهل هَلَكَ مَن مضى إلّا بهذا وأشباهه!
نه ، كسانِ پيش از آنها جز با همين شيوه و نظاير آن ، هلاك نشدند .[٩٢]
[٩٠] . وسائل الشيعه ٧٢: ٢٠٠-٢٠١، حديث ٣٣٥٩٣ (به نقل از رساله محكم و متشابه سيّد مرتضي) .
[٩١] . المحاسن ١: ٢٠٥، باب عقل، حديث ٦١؛ اصول كافي ١: ٤٣، باب النهي عن القول بغير علم، حديث ٩ -
[٩٢] . المحاسن ١: ٢١٢، باب العقل، حديث ٨٨ -