منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٩
باد به سنّت من وسنّت خلفاي راشدين پس از من»؟! آيا سنّت متداول در آن روز سنّت پيامبر بود يا سنّت صحابه؟
اینها پرسش ها ، بلكه تناقضهایی است كه نيازمند وارسي فقهي و تاريخي است و اين نصوص را به جهت كاستيهاشان نبايد پذيرفت .
اصول جَرْح و تعديل (ملاكهای اعتبار راوي و ضعف روايت) در اين عرصه كارساز نمیاُفتد ؛ چراكه اين اصول پس از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم از سوي حكّام و تحت نظارت و اشرافِ آنان پي ريزي شد و بر اين اصول ، روح عصبيّت چيرگی دارد .
نسبت گمراهي و فساد عقيده و كذب (و چيزهايي مانند آن) به شيعيان علی علیهالسلام بدان جهت داده شد كه روايات اينان بر خلاف افكار آنان بود .
اين اصول در سير و سلوك ما آثاري را بر جاي نهاد كه بيوارسي و تحقيق نمیتوان از آنها رهايي يافت و چارهای جز بررسي ريشههای تاريخي و فقهي آنها نمیباشد .
ما بر اين باوريم كه بررسي چنين قضايايي ، افقهای جديدي از معرفت را میگشايد كه مزه راستي و تيزبيني آنها پيش از اين ، هرگز حس نمیشد و سزامند است كه پژوهشگران به اين بحثها بپردازند .
از لابلاي همين بحث و نيز از كتاب تاريخ الحديث النبوي ، كه ما درباره سنّت بعد از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قلم زدهايم ، نتايجي به دست میآيد كه ثابت میكند سنّت متداول امروزين ، سنّت پيامبر نمیباشد ؛ بلكه بخش پر حجمی از ابواب وعناوينش ، سنّت کسان ديگر است .
نگرش اهل بيت علیهم السلام
امامان اهل بيت علیهم السلام آشكارا و پنهان به اين حقيقت اشاره دارند . اكنون بعضي از روايات آنها را میآوريم تا نگرش متمايز آنها از مکتبِ اهل رأي ، روشن گردد .
امام باقر ١ به جابر فرمود :