منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٨
دوزخي باشد؟
فرمود : بدان جهت كه او قصد كشتن حريفش را داشت .[٧٥]
اين حديث ، انسان را دچار حيرت میسازد و درميماند كه طلحه و زبير را بهشتي بداند يا دوزخي؟
وظيفه صحابي چيست؟ آيا با گروه ياغي مبارزه كند تا به امر خدا تن دهد يا چنان كه ابن عُمَر میگويد ، از هركس غلبه يافت پيروي كُنَد؟!
هرگاه هر كدام از اين ده نفر ـ به اعتبار اينكه بهشتياند ـ میتوانستند به هر كاري كه دلشان خواست دست يازند ، چرا خودشان به اين حقيقت پي نبردند و بعضي از آنها بعضي ديگر را واگذاشتند؟!
اگر اين منطق ، صحيح است ، چرا با آنارشيسم فكري میستيزيم؟
آيا اين سخن ، چيزي جز ناچيز انگاري خون و مال و آبروي مسلمانان است؟!
چرا عمر بن عبدالعزيز بر ابوبكر بن حزم تأكيد میكند كه حديث رسول خدا و سنّت ابوبكر و عُمَر (و بنا بر نقلي حديث عُمْرَه ، و بر اساس نقل ديگر حديث عُمَر) را بنويسد؟!
از اين سخن ابن عبدالعزيز ـ در خطبهاش ـ كه میگويد : «آنچه را كه رسول خدا و دو صاحبش سنّت كردهاند ، اين سنّت ، دين ماست ؛ امّا آنچه را ديگران پي نهادهاند ، وا مینهيم» چه چيزي استنباط میشود؟!
چرا عمر بن عبدالعزيز سنّت عثمان و حضرت علی علیهالسلام را الزامي نمیداند؟ مگر آنان جزو خلفاي راشدين نيستند كه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم دربارهشان فرمود : «بر شما
[٧٥] . صحيح بخاري ١: ٢٠، حديث ٣١ (و جلد ٦: ٢٥٢٠ و٢٥٩٤، حديث ٦٨٤١ و٦٦٧٢)؛ صحيح مسلم ٤: ٢٢١٣، حديث ٢٨٨٨ -