منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٦
چراكه آنها جزو سنّت است!
من گفتم : آنها جزو سنّت نمیباشد ، نبايد بنويسيم!
باري ، او نوشت ، و من ننوشتم ، او موفق شد و من ضايع ساختم .[٦٩]
ابو زهره میگويد :
مالك را ديدم كه فتواي آنان را میستاند ، چنان كه گويا آنها جزو سنّت است .[٧٠]
موسي جار الله ، میگويد :
ما فقهای اهل سنّت و جماعت ، سيره شيخين (صدّيق و فاروق) را اصولی معتبر میدانيم كه در اثباتِ احكام شرعی (در حياتِ امّت و اداره دولت) با سنّتِ پيامبر شارع برابری میكند ؛ و بر اين باوريم كه خلفای راشدين ، چونان عصمتِ رسالت ، معصوماند .[٧١]
چگونه چنين نباشد در حالي كه حكومت ، پشتيبان مكتب خلفاست ؛ آنچه را میخواهند ثبت میكنند ، و جنبههایی را كه نمیپسندند وامي گذارند!
ابوبكر صنعاني نقل میكند :
نزد مالك بن انس رفتيم ، از ربيعة الرأی ـ كه استاد و معلم مالك بود ـ برايمان حديث كرد . ما خواستار حديث فزون تري شديم ، روزي به ما گفت : چرا پيش ربيعه نمیرويد كه در آن طاق خفته است؟
[٦٩] . طبقات ابن سعد ٢: ٣٨٩؛ حلية الأولياء ٣: ٣٦١-٣٦٠: ٣؛ تقييد العلم: ١٠٦-١٠٧ (متن از اين مأخذ است) .
[٧٠] . كتاب ابن حنبل لابن زهره: ٢٥١-٢٥٥؛ كتاب مالك لابن زهره: ٩٠ -
[٧١] . الوشيعه: ٧٧ -