منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٥٤
راهِ مؤمنان را در پيش گيرد[٦٦] [خدا او را به خودش وانهد ودوزخ را به او بچشاند كه بد فرجامي براي اوست] .[٦٧]
باري ، عمر بن عبدالعزيز ، آنچه را ابوبكر بن حَزْم تدوين كرد ، براي همه سرزمينها سنّت قرار داد ، در حالي كه كتاب وي اجتهاداتِ خلفا را در بر داشت و آنچه را عَمْرَة و قاسم بن محمّد و عايشه و ديگران روايت كرده بودند ، در آن بازگو میشد ؛ اين تحکيم فقه خلفا ، همان چيزی بود که نظام حاکم ، آن را میخواست .
ابن شهاب زُهْري در اين زمينه میگويد :
عمر بن عبدالعزيز از ما خواست كه سُنن را گرد آوريم ، آنها را در چند دفتر نوشتيم . او بر هر سرزمينِ تحت سلطهاش يك دفتر از آن را فرستاد .[٦٨]
بر اساس گزارشات تاريخي ، تدوين علم [و مسائل دين] به خواستِ حاكمان صورت گرفت ، و حکومت در عصر عباسيان در مرجعيت مذاهب چهارگانه اهل سنّت ، نقش بسزايی داشت .
بنابراين ، اقدام عمر بن عبدالعزيز تنها گردآوري سنّت پيامبر نبود ، بلكه میخواست آنچه را از خلفا صادر شد ، اصالت بخشد و مكتب خلفا (اجتهاد و رأي) را زنده سازد، و اين ، در حالي صورت میگرفت كه فقه از منابع و اصول خويش جدا شد و بيش از يك قرن میگذشت كه علم دين
[٦٦] . السنّة (عبدالله بن احمد) ١: ٣٥٧؛ اعتقاد أهل السنّة ١: ٩٣؛ حلية الأولياء ٦: ٣٢٤ (متن از اين مأخذ است)؛ جامع العلوم والحكم: ٢٦٤ -
[٦٧] . بخش پاياني اين سخن ـ كه در متن نيامده است و ترجمه شد ـ مضمونِ آيه ١١٥ سوره نساء است (م) .
[٦٨] . جامع بيان العلم وفضله ١: ٧٦ -