منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٦
اين چکيده ای بود از بلايی که بر سر حديث نبوی آمد و گوشه ای بود از چنگ انداختن «رأی» بر (پيکره) شريعت و اگر بخواهيم در اين زمينه به طور گسترده سخن بگوييم ، از موضوع بحث خارج میشويم .
حكومتي كه بر سر كار آمد ، نظرات همه را صحيح میانگاشت و اقوال جميع صحابه را نافذ میدانست مگر فقه امام علی علیهالسلام و پيروانش را كه اهلِ تعبّد و تدوين بودند . اين بينش ، در پندار حاكمان ، پيوندي با اسلام نداشت و از فقه مسلمانان به دور بود!
با نگاه به ميراث فقهي و حديثيمان ، چيرگی روح عصبيّت را در آن احساس میكنيم . احاديث امام علی علیهالسلام در مجامع حديثي اهل سنّت ، از چند ده تا فراتر نمیرود و احكام فقهي بر اساس آنها نمیباشد مگر هنگام ناچاريشان به آن ، آنان از نقل روايات و احكامي میترسند كه امام علی علیهالسلام دهان به دهان با املاي پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نوشت (و به نقلي اندك از آنها بسنده میكنند) .
امّا احاديث ابو هُريره و ابن عُمَر و عايشه ، برايشان محور و سنگ آسياي شريعت است و به هزاران حديث میرسد!
اين اختلال [و تبعيض] براي چيست؟ آيا بدان جهت است كه ابو هُرَيره و ابن عُمَر و عايشه ، سبقت در اسلام و فزوني در علم و خويشاوندي بيشتر به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم نسبت به امام علی علیهالسلام داشتند؟! يا مسئله چيز ديگري است؟
چرا مالك در الموطّأ به ميزاني كه از ابو هُرَيره حديث میكند ، از حضرت علي حديث نمیآورد ؟[٥٣]
[٥٣] . شمار احاديثي را كه مالك از امام علی علیهالسلام در الموطّأ میآورد، تنها هشت حديث است، در حالي كه از ابو هريره نزديك به صد و هفتاد حديث روايت میكند .