منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٤٠٣
گذشتِ زمان كار بدانجا رسيد كه عمر گفت : «إنّ الرجلَ لَيَهْجُر» (اين مرد هذيان میگويد) ، «دو متعه در عهد رسول خدا وجود داشت ، من آن دو را حرام میسازم و هركه را به آن دست يازد كيفر میكنم» .
معاويه به كسي كه نهي پيامبر را از «ربا» به او يادآور شد ، گفت : «من اشكالي در ربا نمیبينم» .
و در نهايت ، يزيد به اَبياتِ ابن زبعرا تمثُّل جست و وليد بن يزيد ، قرآن را پاره پاره كرد .
٢٠ - دستاوردهاي فقهي و نتايج اعتقادي حاصل از اینها ، در تاريخ تشريع اسلامي انكار ناشدني است . تدويني كه با تأخير صورت گرفت ، نتوانست شكاف پديد آمده را پر سازد ، بلكه با تدوين آراي مختلف و اجتهاداتي كه با احاديث صحيح پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم آميخته بود ، پيچيدگي و حيرت را افزون ساخت . از اين رو ، ايجاد سازگاري ميان مذاهب اسلامي در بيشتر مسائل فقهي ، دشوار گشت .
٢١ - نسبت منعِ تدوين به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم براي تبرئه ساحتِ مانعانِ حقيقي تدوين و افكندن پيامدهاي منع بر دوش پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و دست يازي به موازنه و مقايسه ميان روايات منع و احاديث تدوين ، صورت گرفت ؛ با آنكه همه رواياتِ منع تدوين ، ضعيفاند و نمیتوانند در برابرِ روايات تدوين ايستادگي كنند . اين روايات در زمانهای بعد ، براي توجيه منع ابوبكر و عمر (و دنباله روان آن دو) از تدوين و نقل حديث ساخته شدند .
٢٢ - منع تدوين حديث ، دستاويزي براي خاورشناسان شد كه در آيين اسلام خدشه كنند و بر انديشه اسلامي و فرهنگ اصيل آن طعن زنند به اينكه : دين اسلام ، باعث واپس گرايي است و ملّتها را از پيشرفتِ تمدّني بازمي دارد .