منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٨٩
گماشته نشدند و مردم به آنان رغبت نكردند ، پس از مدتي از ميان رفت .[٧٥٨]
٥ - ثابت شد كه خلفا با مكتب امام علی علیهالسلام همسويي نداشتند ، بلكه با آن حضرت مخالف بودند و اختلافاتِ پيشين را در سيرهشان با امام ١ استوار میساختند . تدوين حكومتي ، با تأخير ، يك قرن بعد (در زمان عمر بن عبدالعزيز يا هشام بن عبدالملك) روي داد و اين تدوين ، در پرتو محفوظات سامان يافت و از مُدَوَّنات گرفته نشد .
بنابراين ، امكان تحريف در مُدوَّنات اينان بيش از ديگران مُتصوّر است ؛ چراكه گرايشهای قومي در ميانشان موج میزد ، قدرت در دستشان بود و با زمان پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فاصله داشتند .
امّا تصوّر امكان تحريف در مکتب اهل بيت علیهم السلام منتفي است ؛ چراكه عكس اين عوامل در آن جاري میباشد .
٦ - پذيرش مشروعيّت رأي و چند رأيي ، هواداران آنان را به تحريف واداشت ؛ يعني آنان در راستاي ياري امامانشان خود را ملزم ساختند كه حديث بسازند يا احاديث را طبق آنچه قائلاند تأويل كنند . از اين روست كه مینگريم آنان جعل مذهبي را از اَقسام جعل میشمارند .
امّا پيروان مكتب تعبّد محض ، به اين چيزها نيازي نداشتند ؛ چراكه حديثشان از اصول مُدَوَّن نقل میشد و در نتيجه ، تصوّر تحريف در اَقوالِ آنها وجود نداشت ؛ زيرا نصوصشان بر خلاف هم نبودند و از يك مصدر تراوش میيافتند ، و نيز آنان قرآن را اصل قرار دادند كه هر آنچه مشكوك به نظر میرسد بر آن عرضه گردد .
[٧٥٨] . حجّة الله البالغة ١: ١٥١؛ الإمام الصادق والمذاهب الأربعة ٢: ١١ -