منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٦٩
در اين سخن ، دقيق ترين و باشكوه ترين معاني احتجاج و مناظره نهفته است و اشاره دارد به بحرانِ بيماري اخلاقي ـ اجتماعي كه همه يا بخش بزرگي از جامعه به آن گرفتار آمد ؛ چراكه جامِ كينه و دروغ پردازياش را بر شخصي فرو میريخت كه در اوجِ پاكي و صافي قرار داشت .
از اين روست كه امام ١ براي بطلان پندار اين گروه از مردمان ، استدلال میكند به اينكه دروغ پردازي نيازمند انگيزههای ذاتي يا خارجي است كه شخص آنها را در راستاي خواستهها و اهدافش به كار گيرد ؛ چراكه دروغگو :
ـ يا كوردل است و به قدري در محرّمات و عصيان و سركشي فرو رفته است كه از دروغگويي لذّت میبرد و از اين خوي زشت هيچ پروايي ندارد .
ـ يا در پي دستيابي به خواستههای دنيايي است و از راه راستي نمیتواند به آنها برسد ، از اين رو به ناچار به دروغ رو میآورد .
ـ يـا ترسوست ، از فرجام كارش بيم دارد و از اينكه مجازاتِ قانوني دامنگيرش شود میهراسد ، و براي رهايي از اين تنگنا به دروغگویی پناه میآورد .
ـ يا براي خلاصي از سؤال دشواري است كه پاسخ آن را نمیداند ، و با دروغ پردازي ، عجز و درماندگياش را میپوشاند .
ـ و
با وارسي تاريخ اسلام میتوان دريافت كه بيشتر تكذيبكنندگان خدا و پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم گرايشهای جاهلي يا خواستههای نفساني يا ناتواني فكري رسوا كننده داشتند و اينان از ترس شمشير ، مسلمان شدند (مانند كساني كه پس از فتح مكّه اسلام را پذيرفتند) يا در صفوف مسلمانان رخنه كردند (چونان منافقان) .
انگيزههایی اين چنين در حقّ امام علی علیهالسلام منتفي است ؛ چراكه آن حضرت