منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٥٦
اين حليّت را از پدرت فرا گرفته ايم! پرسيد : كدام پدر؟ ابو حنيفه گفت : (از پدرت حديث رسيده است كه گفت :) هرگاه غليظ بود با آب آن را رقيق سازيد .
عبيدالله عمر میگفت : اگر به مست كنندگي آن يقين داشتي و غليظ نبود ، چه میكني؟ ابو حنيفه ساكت ماند .[٦٩٢]
مشاهده میشود كه اينان به دلالتهای دوري چنگ میآويزند تا به نتيجهای ـ هرچند ضعيف ـ در اين فرع فقهي برسند . از اين روست كه در اختلافاتِ شديد میافتند و به نتايج گوناگوني دست میيابند ؛ چراكه نصوص صحيحي را كه در كتاب امام علی علیهالسلام هست و از اهل بيت علیهم السلام وارد شده است ، رها كردند .
آري ، حاكمان اموي و عبّاسي بر اين حكم تأكيد داشتند كه در حرمت ، اسكار فعلي شرط است تا مردم را از انتقاد منصرف سازند و زمينه براي آشاميدن مسكرات ونبيذ برايشان (آن گونه كه دوست میدارند بي هيچ مانع و بازدارندهای) فراهم آيد ، و در اين راستا جايز بودن آشاميدن نبيذ شرعي را (يعني افكندن مقداري خرما در آب گنديده ، تا شوري [و بدمزگي]اش از بين برود) به خدمتِ خويش درآورند ، و اين حكم را به نبيذي كه جوش آيد سرايت دادند ، سپس در حرمت ، اِسكارِ فعلي را شرط كردند .
به اين حكم قائل شدند در حالي كه میدانستند رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود :
لَتَسْتَحِلَنَّ طائفةٌ من أُمّتي الخمرَ باسم يُسَمّونَها إيّاه ؛
به زودي طائفهای از اُمّتم شراب را با اسم [جديدي] كه بر آن میگذارند ، حلال میشمارند (اين روايت را احمد و ابن ماجه
[٦٩٢] . سنن بيهقي ٨: ٣٠٦؛ سنن دارقطني ٤: ٢٦١ (عبارت داخل پرانتز از اين كتاب است) .