منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٣٥
راوي نزد امام شاگردي و روايت میكردند ، و چهارصد كاتب مینوشتند و همهشان میگفتند : جعفر بن محمّد فرمود .
به راستي مجلس امام ، چه مجلس ارجمند و بي نظيري بود ؛ چيزهايي از رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در آن مشاهده میشد كه بعضيشان مادي بودند و نسل اندر نسل به آن حضرت رسيده بود ، و بعضيشان معنوي كه در معاني و فحواي كلام آن حضرت نمود داشت .
اين مجلس درس ، جاي لجاجت و كشمكشِ بينتيجه نبود . آن حضرت به شاگردان میفرمود : هركه چيزي را بشناسد سخنش در آن باره ، اندك میشود . بليغ بدان جهت بليغ ناميده شد كه با كمترين سعي به خواستهاش میرسد [٦٤٨]
سخن درباره جايگاه جوامع حديثي را نزد شيعه امامي و نظراتشان را در زمينه آنها به پايان میبريم ؛ آنان به «كتب اربعه» به عنوان وحي مُنْزَل يا مانند وحي نمینگرند ، و باورشان اين نيست كه هركس كليني يا طوسي يا صدوق از او روايت كند از پل گذشته است [و از هر نظر سالم و درست میباشد] و عقيده ندارند كه همه آنچه در «كتب اربعه» هست صحيح است .
روايات كتب اربعه ـ نزد شيعه ـ چون ديگر مرويات پذيراي اصول جَرْح و تعديلاند و نقد و استدلال میشوند و هاله بزرگ نمايي آنها را در بر نگرفته است ؛ چنان كه صحاح شش گانه نزد اهل سنّت ، به اين هاله احاطه شدهاند .
[٦٤٨] . همان .