منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٧
كتابهایی تدوين كردند . عالمان رجال و شرح حال نگاران (مانند ابن نَديم ، كَشّي ، نجاشي و ديگران) به مُصَنَّفاتِ آنها اشاره كردهاند .
هِشام بن حكم درباره الفاظ ، رَدّ بر زنديقان ، توحيد ، امامت ، جبر و قَدَر ، رَدّ بر ثنويّه (دوگانه پرستان) ، رد بر اَرَسْطاطاليس و ديگر فلاسفه يونان ، كتاب نوشت ؛ و در فقه و اصول رسالههای زيادي را به نگارش درآورد .
زُرارة بن اَعْيَن در استطاعت ، جبر و غير آن كتاب نوشت .
محمّد بن عمر ، در توحيد و امامت و فقه ، به نگارش پرداخت .
يعقوب بن اسحاق سِكّيت در اصلاح المنطق ، و درباره الفاظ و اَضداد (واژههایی كه معناي متضاد دارند) والفاظي كه ميان چند معنا مشتركاند ،كتاب نوشت .
محمّد بن نُعمان بَجَلّي ـ مؤمن طاق ـ در زمينه امامت و معرفت ، اثبات الوصيّه ، اوامر و نواهي ، مناظرات و جز آن ، كتابهایی تأليف كرد .
و ديگر اصحاب مؤلّف و كتابهاشان ، كه به صدها تأليف ـ اگر نگوييم هزاران ـ میرسد . مُحمَّدون ثلاثه (كُلَيْني ، صدوق ، طوسي) كُتُب اربعه (كافي ، مَن لا يَحْضُرُه الفقيه ، تهذيب الاحكام ، استبصار) را از آنها گرفتهاند ، هريك از اين سه نفر ، كتابهای ديگري نيز در تفسير ، تاريخ و حديث و دارند .
همه كساني كه از ائمّه ٤ روايت كردهاند ، از نظرِ عدالت و وثاقت در اوجاند ، طوايفِ مختلف آنها محترم میباشند ، حتّي صاحبان صحاحِ شش گانه اهل سنّت ، از بسياري از آنها روايت كردهاند و بعضي از رجال شناسانِ سُنّي بر وثاقت و جايگاه علمي آنان اذعان دارند ، گرچه میگويند : «گرايش شيعي شديدي دارد» ، «راستگوست ، ليكن مذهب تشيّع را دارد» ، «شيعي مذهب است» و عباراتي مانند اینها .[٦١٦]
[٦١٦] . سيّد عبدالحسين شرف الدين نام صد نفر از آنها را در المراجعات آورده است .