منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣٢٠
مرتّب گشتند ، به نقلِ اصول ، چندان اهتمامي نشد .[٦٠٢]
سپس مجلسي بعضي از عواملي را كه رجال شناسان ، اصحاب اصول را در كتابهای رجاليشان نياوردهاند ، ذكر میكند ، آن گاه میگويد :
و يا نياوردن اسامي صاحبان اصول چهارصدگانه به جهت فاصله زماني ميانِ ارباب رجال واصحاب اصول وديگراصحاب كتب است كه افزون بر هشتاد هزار كتاب میباشد (چنان كه با وارسي به دست میآيد) .
نقل شده كه نزد سيّد مرتضي هشتاد هزار مجلّد از مصنَّفات و محفوظات و مَقرُوّات (چيزهايي را كه بر اساتيدش خواند و آنان تأييد كردند) وجود داشت .
وَشّاء ذكر میكند كه وي تنها در مسجد كوفه از نُهصد شيخ حديث شنفت كه هر كدام میگفتند : برايم حديث كرد جعفر بن محمّد .[٦٠٣]
شيخ طوسي در مقدمه الفهرست میگويد :
من تضمين نمیكنم كه نام همه كتابها را گرد آورده ام ؛ چراكه تصانيف اصحاب ما و اصولِ آنها ـ به جهتِ كثرت پراكندگي آنان در سرزمينها ـ به ضبط درنميآيد .[٦٠٤]
سيّد محسن امين در اعيان الشيعه از حافظ احمد بن عُقْدَه زيدي كوفي ، نقل میكند كه وي كتاب جداگانهای را درباره كساني كه از آنها روايت میكرد ، سامان داد . در آن نام چهار هزار نفر را گرد آورد و مُصنّفات آنان را ذكر كرد ،
[٦٠٢] . روضة المتقين ١: ٨٦ ـ ٨٧ -
[٦٠٣] . روضه المتقين ١: ٨٧ -
[٦٠٤] . الفهرست: ٢؛ الذريعه ٢: ١٢٨ -