منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٧
استقرار يافت ، آنها را اُصول ناميدند و اعتمادشان بر آنها بود ، سپس روزگار چنين اقتضاء كرد كه بخش بزرگي از اين اصول از بين برود . گروهي آنها را ـ براي آنكه به آساني در دسترس باشد ـ در كتابهای ويژهای خلاصه كردند كه بهترين گردآوري از آنها در اين چهار كتاب است : كافي ، تهذيب ، استبصار ، مَن لا يَحْضُرُهُ الفقيه .[٥٩٧]
اسامی بعضي از اصحاب اين مُدَوَّنات در اين كتابها آمده اند : رجالِ عبدالله بن جَبَله كناني (م٢١٩ﮪ) ، مشيخه حسن بن محبوب (م٢٢٤ﮪ) ، رجالِ حسن بن فَضّال (م٢٢٤ﮪ) ، رجالِ علي بن حسن بن فَضّال ، رجال محمّد بن خالد بَرْقي ، رجالِ احمد بن محمّد بن خالد برقي (م٢٧٤ﮪ) ، رجالِ احمد عقيقي (م٢٨٠ﮪ) و ديگران .
شيخ محمّد تقي مجلسي ٥ در روضة المتقين ـ كه شرحي بر كتاب مَن لا يَحْضُرهُ الفقيه است ـ هنگام شرح مَشيخه صدوق مینگارد :
احمد بن حسين بن عبدالملك اَوْدي ، بيشتر در طريقِ حسن بن محبوب میآيد كه از وي روايت میكند و اگر نام جد آن را نياورد به ديگري مشتبه میشود
ظاهر اين است كه هرگز نيازي به اين طريق نيست ؛ زيرا بي ترديد اَمثالِ اين كتابها ـ كه مدار شيعه بر آنها بود ـ بيشتر از شهرتِ كتب اربعه نزد ما ، ميانِ آنان اشتهار داشت .
شكّي در اين نيست كه آوردنِ طريق براي صحّتِ انتساب كتاب به
[٥٩٧] . الحدائق الناضرة ١: ١٨؛ وسائل الشيعه ٣٠: ٢٠١؛ نهاية الدراية: ١٢٢ -