منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٣١٣
اطمينان بخش شيعه ، براي نيازهاي امّت ، آشكار میگردد .
زماني كه ملاحظه كنيم شافعي و مالك و ابو حنيفه و يحيي بن مَعين و ابو حاتم و ذهبي (كه واضعانِ شروطِ محدّثان و قواعد قبولِ روايت و صحّتِ سندند) امام صادق را توثيق كردهاند ، بسنده است كه راويان را تا امام صادق وارسي كنيم .
همين كه حديث به امام برسد ، شيعه را كفايت میكند ، اسناد قبل از امام صادق ـ بلكه به طور كلّي قبل از ائمّه ـ را نمیطلبند ؛ زيرا امام يا از امام پيش از خود كه به او وصيّت كرد روايت میكند يا حديث را در كتابهای پدرانش میخواند ، آنچه را امام بر زبان آورد ، نزد شيعه سنّت است و از هر نظر پاكيزه ؛ اينكه امام حديث را روايت میكند ، صرف شهادت به آن نيست ، بلكه اعلانِ صحّتِ آن میباشد .
وقتي امام صادق ، روايتِ امام باقر و روايت امام سجّاد را ا ز حسين از حسن يا از علي از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت میكند ، اين كار ـ از هر نظر ـ تصحيح سند است . سه نفر اخير ، از پيشگامان صحابهاند ، از صاحب رسالت روايت میكنند ، زيرا حسن و حسين از علی علیهالسلام از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روايت بر زبان میآورند .
بي گمان رويّة علی علیهالسلام و كساني كه از آن حضرت در تدوين پيروي كردند ، براي مسلمانان خير بزرگي بود . زشتيهایی را كه منسوب به بعضي روايات بود بازداشت و باب افترا و تهمت را براي زنديقان و جاعلانِ حديث بَست .
پيش دستي در تدوين ، از امتيازاتِ شيعه است . آن گاه كه علما ـ