منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٨
اميّه و بني عبّاس ، به درجهای میرسد كه يكي از نزديكان امام جواد ١ به شك میافتد و میخواهد به صحّت مرويّاتي كه بر اثر فشارهای فكري و اعتقادي بازگو نشدهاند ، يقين يابد .
اينجاست كه نقشِ امام ١ به عنوان ميزانِ شناخت صحيح از ناصحيح و حق از باطل (در ميانِ مُدَوَّنات و مرويات) روشن میشود و گمان میرود كه امام ١ مطابقت آنها را با كتاب امام علی علیهالسلام وكتابهای پدرانش دريافت و از اين رو به سؤال كننده فرمود : «آنها را حديث كنيد ، آنها حق است» .
سائل يك نفر است و امام به لفظ جمع «حَدِّثوا» پاسخ میدهد . اين امر نشان میدهد كه اين بلا و مصيبت ، عمومي بود و همه اَصحاب آن حضرت با آن مواجه بودند ، و بسياري از مرويات و مُدوّنات ـ به جهت سركوب و فشار و ارعاب ـ ناموثَّق به نظر میآمد .
امام ١ صورت و محتواي مدوَّنات پدرانش را میشناخت ، خط آنها را به ديدگانش میگذاشت و میگريست و سوگند ياد میكرد كه آن خط ، پدرش هست تا اين احتمال را كه آن كتابي ساختگي بر امام رضا ١ باشد ، دفع كند .
ابراهيم بن ابي محمود میگويد :
بر اَبو جعفر [امام جواد] ١ وارد شدم و كتابهایی از پدرش همراهم بود . آن حضرت به خواندنِ آنها پرداخت و كتاب بزرگي را بر چشمانش گذاشت و گفت : والله ، خط پدرم میباشد و به گريه افتاد تا آنجا كه اشك هايش سرازير شد .[٥٣٠]
و احمد بن اَبي خَلَف روايت میكند :
[٥٣٠] . رجال كشّي: ٤٧٥ -