منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٨٢
داشتم كه در آن به نقل از جعفر بن محمّد نوشته شده بود : «دنيا براي صاحب اين امر چونان نيمه گردو نمايان است [و امام ١ بر همه چيز آگاه میباشد] .
امام رضا ١ فرمود : اي حمزه ، والله اين سخن حق است ، آن را بر پوستي منتقل كن [يعني بر پوست بنويس تا ماندگار بماند] .[٥١٨]
در اينجا ملاحظه میشود كه مروي از امام صادق ١ بر امام رضا ١ عرضه میگردد تا از صحّتِ آن اطمينان به دست آيد ، يا امام ١ آن را بر كتابي كه نزدش محفوظ است عرضه كند (چنان كه در حديث اول ملاحظه شد) يا شيوه ديگري فراتر از اینها باشد به اينكه امام ١ مطابقتِ روايت را با آنچه از آباي خويش به ياد دارد ، بنگرد .
هر روشي كه باشد ، مقصود و هدف ، توثيق مرويات از امامان سه گانه (امام باقر و صادق و كاظم ٤ ) میباشد و منتهي شدن حديث به حضرت علی علیهالسلام و سپس به پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اين شيوه ، طبيعتِ مسلك اهل بيت علیهم السلام است .
حمزة بن عبدالله جعفري میگويد :
در پشت برگ كاغذي [اين حديث را] نوشتم : (دنيا براي امام ، مانند گردوي شكسته (و دو نيم شده) نمايان است» آن را به امام رضا ١ نشان دادم و گفتم : فدايت شوم! اَصحاب ما حديثي را روايت میكنند كه من انكارش نمیكنم ، ليكن دوست دارم از شما بشنوم .
امام ١ در آن نگريست ، سپس آن را چنان پيچيد كه پنداشتم بر
[٥١٨] . فروع كافي ٧: ٣٣٠، حديث ١؛ الاستبصار ٤: ٢٩٩، باب ١٧٩، حديث ٣ -