منع تدوين حديث - الشهرستاني، السيد علي - الصفحة ٢٧٧
معاويه ، حقايق ارث را تحريف كرد و ادعاهايش مسلمانان شام را فريفت تا آنجا كه براي اين تحريف رسوا ـ در ارث ـ به همراه او قتال كردند و كشته شدند .
نظير اين تحريف را میتوان در سقيفه ديد . قريش خلافت را با ادعاي نزديک بودن به پيامبر (در مقابل انصار) به دست گرفتند و حضرت علی علیهالسلام را به اين دليل كنار نهادند كه آنها نيز عشيره پيامبرند و بر اداره اموال از امام علی علیهالسلام قويتر میباشند ، آنها پير تجربه ديدهاند و حضرت علی علیهالسلام جواني است خام!
با روي كار آمدنِ عبّاسيان ، مصيبتِ بزرگ در ارث و قضا و شهادات شروع شد ؛ چراكه مخالفانِ عبّاسيان ـ يعني علويان ـ قرابت نسبي نزديكتري با پيامبر داشتند و اين امر ادعاي عبّاسيان را بر احق بودن آنان بر خلافت و وراثتِ نبي (از ديگران) باطل میساخت . به همين جهت ، آنان در تحريف قوانين ارث كوشيدند و مفاهيم و نصوص كتاب خدا و سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را تغيير دادند تا آنجا كه مروان بن اَبي حَفصه را واداشتند كه بسرايد :
أَنّي يكونُ وليسَ ذاك بِكائن لِبَني البَنَاتِ وِراثةُ الأَعْمامِ[٥٠٨]
ـ چگونه ممكن است و اين شدني نيست كه پسرانِ دختر ، به جای عمو ، ارث برند!
طبق برخی ار مصادر شيعه امام كاظم ١ و امام رضا ١ اين تحريف در ارث را با رواج اين اشعار پاسخ گفتند :
[٥٠٨] . الفصول المختارة: ٩٦؛ بحار الأنوار ١٠: ٣٩١ -